تبليغاتX
من .. خدا.. و باز هم من
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
   
 

Mail

Archive

Home

 

لینک
موج پیشرو
هبوط
شاعر مو طلایی من
بارباپاپا
آرمان گل کوچولو
وبلاگ موج پیشرو
قاف نشین من
من

موضوعات

آخرین نوشته ها

خرداد 1387
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384

 

 

 تو بزرگترین سوالی که تا امروز بی جوابه  

نه تو بیداری نه تو خواب   نه تو قصه و کتابه

برای دونستن تو همه ی دنیارو گشتم   از میون آتش و باد    خشکی و دریا گذشتم

تو رو پرسیدم و خواستم   از همه عالم و آدم

بی جواب اومدم اما   حالا از  خودت میپرسم

تو رو باید از کدوم شب   از کدوم ستاره پرسید

از کدوم فال و کدوم شعر پرسید و دوباره پرسید

تورو باید از کدوم گل  از کدوم گلخونه بویید

تو رو باید با کدوم اسب از کدوم قبیله دزدید

غایب همیشه حاضر تو رو باید از چی پرسید

از ته دره ی ظلمت یا نوک قله ی خورشید

اونور اینجا واونجا اونور امروز و فردا

عمق روح آبی آب  ته ذهن سبز صحرا

مثل زندگی مثل عشق

تو همیشه جاری هستی   واسه  راحت طلوع و نفس هر بیداری هستی

مثل خورشید مثل دریا   روشنی و با صراحت

تو صمیمیت آبی واسه شستن جراحت

غایب همیشه حاضر تو رو باید از چی پرسید ...

تو رو از صدای قلبم لحظه به لحظه شنیدم

تو رو حس کردم تو نبضم..من تو رو نفس کشیدم

مثل حس کردن گرما یا حضور یه صدایی

به تو اما نرسیدم ندونستم تو کجایی

تو رو باید از کی پرسید تو باید با چی سنجید

تو رو حس میکنم اما کاشکی چشمام تو رو میدید...

................................................................

چرا؟ به راستی چرا اجازه میدهی که همه ی گرسنگان مهر ما از ما! سیری پذیرند؟!

..............................................................

ترانه ی بالا فقط به این خاطر نوشته شد که من دوستش داشتم..فرضم بر این بود که شما با موسیقی همراهش بخونید!

نه منظورم خدا بود نه بنده ی خدا...

خط آخر مخاطب داشت که واضحه...پس فکرهای بیهوده نکنید و نگید که بنده پرسته و از این چرندیات!

 

+ شنبه بیست و نهم مهر 1385 سلریا  | 


 

   ماه ها آرام آرام از پی هم میگذرند و به سال طعنه میزنند..

اما تو هنوز هم نیامدی...

چشمانم به راه است...راهی که دیروز از آن گذشتی به قصد گسستن...

شاید باید به سهراب گوش دهم...چشمها را باید شست!

  جور دیگر باید دید!

+ شنبه بیست و دوم مهر 1385 سلریا  | 


Copyright © 2006 Faribe-ziba All Rights Reserved.