گر تو را عشقیست....
<< حالا بیا! >> اما ...نیستی..گاه گمانم میبرد که تو اهلش نبودی! نه من بد بودم و نه تو....تنها اهل ماندن نبودی! نه کنار من نه هیچ کس دیگر...نه مادر و نه پدر و نه دوست منکه تنها عروسکی بودم برای چند روز و فنا شدنی. |
+ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 سلریا | |
|
|