ایکاش زمان فهمیدن نگذرد. ایکاش او زود بفهمد که چه بودیم برای هم! برادر خوبم به من میگویی از شادی بنویسم...من زندگیم را در خنده های زیبا و سرسری گذراندم...به اینجا پناه آورده ام برای از حرفهای دل نوشتن...ایکاش نرنجی! ایکاش بفهمد...ایکاش رستم و سهراب نشود حکایت ما!
|
+ شنبه بیست و نهم بهمن 1384 سلریا | |
|
|
